راکورد، حفظ تداوم در صحنه است که جزء وظایف اصلی منشی صحنه محسوب می شود. تداوم در صحنه از این نظر تماشاگر؛ پیوستگی لازم بین نماها را احساس کند، می بایست مورد توجه قرار گیرد. بنابراین منشی صحنه به عنوان حافظه کارگردان وظیفه حفظ ۱۲ نوع تداوم دارد که البته به فراخور تنوع ساختاری حفظ راکوردهد نیز در تعداد و نوع متفاوت خواهد بود.
۱- تداوم در داستان ( Continuity Of Story of Theme)
۲- تداوم در موضوع ( Subject Continuity Of)
۳- تداوم در فکر و اندیشه ( Continuity Of Thought)
۴- تداوم درتوجه و علاقه مندی ( Continuity Of Interest)
۵- تداوم در زمان (Time Continuity Of)
۶- تداوم در حس و حال (Mood Continuity Of)
۷- تداوم در رسیدن اوج داستان( Bulid-up Continuity Of)
۸- تداوم در تعلیق و هیجان(Suspense Continuity Of)
۹- تداوم در نورپردازی(Continuity Of Lighting)
۱۰- تداوم در شخصیت(Character Continuity Of)
۱۱- تداوم در مکان و پس زمینه(Continuity Of Location & Background)
۱۲- تداوم در عمل(Action Continuity Of)
بنابراین برای حفظ هر چه بیشتر تداوم، منشی صحنه می بایست پبش زمینه ای از کار سایر عوامل تولید داشته باشد زیرا از دست رفتن راکوردها ممکن است بیننده را دچار اغتشاش ذهنی نماید و در نتیحه از علاقه اش نسبت به برنامه بکاهد.
منشی صحنه فردی است که از مرحله پیش تولید ، همراه کارگردان است. اولین وظیفه او تفکیک سناریو است و مسئولیت دیگر او نظارت بر تهیه شدن وسایل تهیه می باشد و در واقع نوعی آرشیو بندی کار است. سابقه کار تولید در دست اوست.
۳- طرح نویسی ناصحیح
از دیگر عواملی که به بحث بحران مخاطب دامن می زند«طرح نویسی ناصحیح» برنامه سازان است. در انگلیسی به طرح، Proposal گفته می شود که به معنی پیشنهاد است؛ با ارایه طرح، طراح عنوان می نماید چه قصد و نیتی داشته و این پیشنهاد به چه نیازهایی پاسخ می دهد و دیگران با خواندن طرح در می یابند که اومی خواهد چه بگوید و چه کاری در نظر دارد انجام دهد و... .به طور کلی طرح راهبرد برنامه را مشخص می نماید. در صداوسیما می توان این نکته را اضافه کرد شورا با خواندن طرح در می یابد که آیا این طرح با سیاستهای سازمان صداوسیما همخوانی دارد و قابلیت کار کردن و سرمایه گذاری در آن سازمان را دارد یا خیر.
متاسفانه طرح نویسی با نوشتن ساختار اشتباه گرفته می شود(با تسامح بسیار به آن چه که در طرحها نوشته می شود ساختار می گوییم؛ در حالی که کمی جلوتر خواهید دید که آن نوشته هاساختار هم نیستند) و از این جا است که سردر گمی شروع می شود و خشت کج از این جا بنا نهاده می شود؛ مرحله ساختار پس از مرحله تصویب طرح اتفاق می افتد بدین صورت که سرمایه گذار و تهیه کننده(سازمان صداوسیما) موافقت خود را از آن چه که برنامه ساز(پیمانکار) نوشته ، اعلام می نماید و در مرحله بعد برنامه ساز باید تلاش خود را برای به عینیت درآوردن آن نوشته ها به کار گیرد و با نوشتن ساختار، برنامه ساز به سرمایه گذار(سازمان صداوسیما) می گوید که با چه ساختاری می خواهد طرح را به برنامه تبدیل نماید.
با قاطعیت می توانم بگویم قریب به ۱۵ طرح برنامه را مطالعه نمودم اما چیزی به عنوان طرح در آنها مشاهده ننمودم و همگی آنهاـ برنامه سازان ـ علاقه مندند(با تسامح بسیار) ساختار خود را ارایه نمایند.
چرا مدام می گویم با تسامح بسیار، تعاریف متفاوتی از ساختار در پایان یادداشت آورده شده است؛ به یکی از آنها استناد می شود« ساختار یعنی سامان کلی اجزاء و بخشها بر اساس ارتباط پویای آنها.(پاک باز، رویین،۱۳۸۱،ص۲۹۳).»در حالی که ساختار نوشته شده را با تعریف بالا مقایسه نمایید:
«برنامه، ساختار ترکیبی پیش بینی شده که شامل آیتمهای زیر است:۱- تیتراژ ۲- پلاتو ۳- ترانه کوتاه با تصویرگذاری ۴- کارشناسی و گفتگو ۵- گزارش ۶- خلوت دل(راز و نیاز) ۷- وله».
آیا فهمیدید این اجزاء و بخشها چگونه می خواهند ....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.
۱- قهرمان زن داستانتان را تا می توانید عذاب دهید! من فقط می توانم همین نصیحت را بکنم.
۲- فیلم باید ریگی در کفش ایجاد کند، هیچ دلیلی دیگر برای سینما رفتن وجود ندارد.
۳- روسو می گوید: انسان حیوانی بیمار است و من هنوز آن قدر دچار خود بزرگ بینی نشده ام که خودم را انسان ندانم.
۴- هنر باید انسان بودن را نشان بدهد؛ من به آن ایمان دارم.
۵- فریبنده است که آدم به نوعی رابطه اقتصادی با خدا قدم بگذارد. انسان گناه می کند، اعتراف می کند، بهای گناهش را می پردازد و همه چیز از نو شروع می شود.
۶- کارگردانهای محبوب من همه در لجاجت قهرمان دنیا بودند. برای مثال کوبریک یک دیکتاتور بود.
۷- هنر و دمکراسی باهم جور در نمی آیند. فیلم و تئاتر بازی قدرت است نه روان درمانی.
داشتم اوراق دیروز خود را ورق می زدم نگاهم جلب شد به یادداشتهایی که برای یک تحقیق کلاسی برداشته بودم، از بعضی از جملات واقعاً لذت بردم و بد ندیدم که شما هم آنها را مرور نمایید.
لازم می دانم این نکته را ذکر کنم که من با همه افکار ایشان موافق نیستم .حدسش با شما!!!!
۲- مشخص نبودن مخاطب هدف در برنامه ها
یکی دیگر از دلایل بحران مخاطب در تلویزیون ما، مشخص نبودن مخاطب هدف برنامه ها است و این که برنامه ساز نمی داند برنامه خود را برای چه کسانی بسازد ؛ اکثر برنامه ساز برای این که جواب سطحی به این سوال بسیار کلیدی که مخاطب شما چه کسانی هستند؛ گزینه بسیار راحت«عام» را انتخاب می کنند.
مخاطب عام نمی تواند از نظر شناخت مخاطب، شناخت درستی به برنامه ساز بدهد؛چرا که مخاطبان بر اساس موضوعات، سن و... تقسیم بندی می شوند؛ مثلاً؛ بستگی به موضوع، مخاطب می تواند متفاوت باشد.
فکر می کنم با ذکر مثالی این موضوع بیشتر برایتان آشکار شود:
می خواهیم برنامه ای آموزشی در مورد کاربرد سم در مزارع برنج بسازیم؛ به نظر شما مخاطب این برنامه چه کسانی باید باشند؟ آیا کسی که معلم،جوشکار، مهندس ساختمان و... است، مخاطب این برنامه است؟ این عده ای که نام بردیم در دسته بندی مخاطب «عام» قرار میگیرند آیا به نظر شما این دسته مخاطب این برنامه آموزشی هستند؟ جواب مطمئناً منفی است؛ پس به طور حتم مخاطب برنامه مذکور «عام» نخواهد بود و مخاطب ما بر اساس موضوع و نیاز «شالیکار» خواهد بود؛ پس بر اساس شناخت مخاطب برنامه ساز دست به ساخت برنامه می زند و اگر این شناخت را در این مرحله به دست آورد دیگر دچار زیاده گویی و یا کم گویی در برنامه نخواهد شد.
اما باز مخاطب شالیکار هم به ناچار دچار دسته بندیهایی خواهد شد چرا که در بین شالیکار افراد باسواد(دارای سواد دانشگاهی در رشته کشاورزی) و بی سواد(فاقد سواد آکادمیک)، جوان(بدون تجربه) و پیر(با تجربه در امر کشاورزی) حضور دارند باز محدوده مخاطبین برنامه محدودتر خواهد شد و ....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.
۱- دولتی بودن تلویزیون
اولین مسئله ای که بتوان آن را مهم ترین دلیل در این بحران هم دانست« دولتی بودن» رسانه رادیو و تلویزیون است که نقش بسیار عمده ای در این معادلات بازی می نماید.
دولتی بودن رسانه سبب می شود که برنامه های آن بیشتر محتوا محور باشد تا مخاطب محور؛ یعنی بر اساس سیستم عرضه و تقاضا کار نمی کند، بلکه رسانه بر اساس سیاستهایی که دولت بر اساس آن حکمرانی می نماید باید خود را وفق دهد؛ سیاستهایی که شاید در شرایط امروزی جهان رسانه دولتی مخاطبان بسیاری از خود را از دست بدهداما چاره ای جز انجام این کار را ندارد چون بودجه خود را از دولت دریافت می کند؛ به طورکلی وشرایط عادی کبلغ از کسی که پول می گیرد برخلاف او تبلیغ نمی کند مگر در تبلیغات سیاسی سیاه(Black Propaganda). فعال نبودن واحد تحقیقات و سنجش برنامه ای در صداوسیما به خصوص در مراکز آن شاهد بسیار خوبی برای این مسئله است.
در رسانه های دولتی ارتباط بر اساس ارتباط یک سویه شکل پیدا می کند در حالی که در رسانه های خصوصی یا تجاری ـ رسانه هایی که از دولت ارتزاق نمی کنند و مستقیماً از دولت بودجه ای نمی گیرند ـ ارتباط با مخاطب تا حدودی دوسویه است؛ چون این رسانه ها می خواهند تبلیغات بازرگانی جذب کنند تا بتوانند خود را اداره نمایند و این در گرو داشتن بیننده بیشتر است و بیننده زمانی بیشتر خواهد شد که رسانه برنامه دلخواه او را پخش نماید و یا این گونه گفته شود شاید بهتر است که رسانه برنامه سازی خود را مطابق با نیازهای مخاطبان خود تطبیق دهد که اینجاست که همان انتقاد دالاس اسمایت از رسانه تلویزیون شکل پیدا می کند که وی معتقد است که تلویزیون در خدمت سرمایه دارها است و به انها در فروش محصولات خود کمک می کند؛ از این مطلب در کشور ما با عناوین افزایش روحیه مصرف گرایی و تجمل گرایی در بین بینندگان نام برده می شود.
گاهی اطلاع رسانی با منافع دولتها در تضاد است و دولتها شاید جریان اطلاع رسانی آزاد را نمی پسندند و می خواهند به هر گونه که شده جریان اطلاع رسانی مطابق با نظر انها باشد؛ دولتی بودن رسانه باعث می شود تا رسانه با در نظر گرفتن منافع حکومت اقدام به اطلاع رسانی نماید که این امر سبب می شود نسبت به رسانه های خصوصی دیرتر نسبت به پخش اخبار تا حدودی مضر برای منافع دولت و حکومت اقدام نماید؛ به طور مثال: در حادثه انفجار شیراز که چندی پیش اتفاق افتاد؛ تلویزیون در بخشهای خبری خود به صورت محدود به این مسئله پرداخت.
هرچند دولتی بودن تماماًمضر نیست بلکه در کنار آن مزایایی دارد و ان هم به واسطه بودجه زیادی است که در اختیار دارد و رسانه دولتی بر پایه ان به ساخت سریالها و فیلمهای پرهزینه اقدام می نماید؛ ساخت سریالهایی از قبیل «مدارصفر درجه،شب دهم و...».
حال که بخت این گونه رقم زده که در صداوسیمای مرکز گیلان خدمت خود را آغاز کنم؛ به همین بهانه دست به کار نظرسنجی شفاهی از بین دوستان و افرادی که با انها سروکار دارم، درباره میزان دیدن یا ندیدن سیمای استانی مازندران زدم.
در بین این جامعه اماری ـ نه چندان وسیع ـ افراد مختلف جامعه اعم از دانشگاهی و غیر دانشگاهی، باسواد و بی سواد، پیر وجوان بودند اما در کمال تاسف دریافت شد،نظر دهندگان سیمای محلی ـ در این فقره مازندران ـ را اصلاً تماشا نمی کنند و یا اگر تماشا می کنند بعد از چند دقیقه آن را عوض می نمایند؛این مسئله، مسئله ای است که بیشتر سیمای استانها با آن دست و پنچه نرم می کنند و قوت و ضعف دارد فقط مختص سیمای مازندران نیست.
شاید یکی از دلایلی که رامسریها علاقه ای به تماشای سیمای مازندران ندارند، عدم تناسب فرهنگی است و این دلیل می تواند دلیل عمده ای برای ندیدن باشد اما تمام دلایل نیست.
اما به طور کلی بتوان دلایل ندیدن را در دولتی دانستن، بی رقیب دیدن و یا بهتر بتوان گفت محتوا محوری آنها، دور شدن از اهداف تاسیس شبکه استانی و عدم نو آوری و خلاقیت و... دانست ؛ البته علل دیگری هم دخیل است که به آنها پرداخته نمی شود.
در سلسله یادداشتهایی که می خواهم شروع نمایم می خواهم به این موضوع بپردازم؛ موضوعی به نام «بحران مخاطب در سیمای استانی».
راستی نظر شما در این مورد چیست؟
The PAL and SECAM Television Systems
بیش ار نیمی از کشورهای جهان از سیستم 625 خطی و 25 فریمی استفاده می کنند که سیستم PAL و SECAM جزء این سیستم هستند. در ابتدا فرانسه SECAM را به عنوان یک سیستم نا سازگار و نا همخوان که طراحی شده بود برای حفظ صنعت کارخانه ای آن کشور در برابر واردات وسایل الکتریکی رابه وجود آورد.
دلیل این که چرا سیستم SECAM ناسازگار با سیستمهای تلویزیونی دیگر است به خاطر این که کشورهای کمونیست ، آن کشور را در آن سالها در اشغال خود داشتندو برای این که مردم آن کشور را از تماشای برنامه های دیگر کشورها محروم کنندو از تحت تاثیر قرار گرفتن مردم ان کشور از سیاستهای کشورهای غیر کمونیست جلوگیری نمایند.......
بین این سه سیستم،4 تفاوت اصلی وجود دارد:
1- تعداد کلی خطوط افقی در تصویر(525 یا 625 خط برای تلویزیونهای که در سیستم استاندارد SDTV برنامه هایشان را پخش می نمایند و1125 و 1250 خط برای تلویزیونهای HD).
2- یک ثانیه از 30 یا 25 فریم تشکیل شده است؛ مثلاً در سیستم PALهر 25 فریم ، یک ثانیه را تشکیل می دهد در حالی که در سیستم NTSC، هر 30 فریم یک ثانیه را.
3- پهنای باند کانال(پهنای باند برای انتقال اطلاعات و یا سیگنال)
4- برای انتقال سیگنال از باندFM یاAM استفاده می شود.
آنچه که در تاریخ ثبت شده است، تعداد خطوطی که در پخش استاندارد تلویزیونی از آن استفاده نموده در ابتدا از انگلیس با 405 خط بوده که بعدها به سیستم 819 خطی فرانسه تغییر پیداکرده است.اما هر دو سیستم بالا متوقف شده اند و امروزه سیستمهای پخش از دو سیستم 525و625 خط استفاده می کنند.
Aspect Ratio:
در سیستمهای تلویزیونی جدید نسبت ابعاد طول و عرض 4:3 است اگر چه در بالا گفتیم که تعداد خطوط اسکن شده در هر ثانیه ممکن است متفاوت باشد......
پنجاه سال قبل فرقی نمی کرد که برای کمتر از صد زبان، یک دوجین شبکه های نا متناسب وجود دارد چون فاصله ها به عنوان عایق عمل می کردند.
اما گذشت زمان خیلی از چیزها را تغییر داده است.
امروزه ماهواره ها بسیاری از کشورها را به وسیله تلویزیون و اینترنت و از طریق ماهواره به هم متصل کرده است . کافی است که هر فرد یک دستگاه کامپیوتر و یک خط تلفن داشته باشد.
امروزه استانداردهای پخش تلویزیونی نامتناسب و زبانهای نامحدود نقش یک مانع و حصار را در برقرار نمودن ارتباط و فهمیدن را بازی می نمایند.
دیکتاتورها به هر کاری از جمله کنترل نمودن جریان و تعیین کردن خط مشی و دیدگاههایشان دست می یازند تا از جریان آزاد اطلاعات جلوگیری نمایند. به همین دلیل است که بسیاری از کشورهای جهان سالانه میلیونها دلار خرج می کنند تا از ورود اطلاعات ناخوشایند جلوگیری نمایند.
بسیاری از ماها ـ به خصوص آنانی که در کشورهای دموکراتیک زندگی می کنند ـ احساسی از جریان آزاد اطلاعات را دارند که این جریان نه تنها برای پیشرفت و ترقی ضروری است بلکه بسیاری از سوء تفاهمهای بین افراد را از بین می برد.
پخش بین المللی شبکه های تلویزیونی برای موفقیت آنها در بخش مالی ضروری است. برنامه های تلویزیونی و فیلمها دو حصول آمریکا جهت ارائه به دیگر کشورها هستند. در واقع، بسیاری از تولیدات تلویزیونی آغاز نمیشوند مگر این که سود و منفعت مالی آنها در پخش بین المللی باشد.
به همین ترتیب مشکلات فنی ای در راه ارتباط بین المللی و جریان آزاد اطلاعات و ایده هاست. ما در طول پخش تلویزیونی با تکنیکهای ناسازگار روبه رو می شویم. این بدان معناست که برنامه هایی که در یک کشور تولید می شوند، الزاماً در دیگر کشورها بدون تبدیلات در بسیاری از موارد تکنیکی دیده نمی شود. این تفاوتهای تکنیکی در ارتباط با دو محیط ناسازگار و نامرتبط است که در طول این تبدیل، سیگنالهای صدا و تصویر برای پخش به هم تبدیل می شود.
در سالهای مختلف در سراسر جهان،از 14 سیستم پخش تلویزیونی استفاده شده است به استثنای . DTV اما امروزه از سه سیستم پخش تلویزیونی در کلیه کشورهای جهان استفاده می شود. اگر چه تفاوتهای بساری بین این سه وجود دارد:
1- NTSC (National Television System Committee)
2- SECAM (Sequential Color and Memory)
3- PAL (Phase Alternating Line)
در V.o، و به خصوص در برنامه های خبری ، گوینده به صورت زنده داستان و یا متن خبری را می خواند که بیننده تصاویر آن را می بیند و صداهای طبیعی صحنه را می شنود.بر اساس این تعریف می توان ادعاکرد که ریشه V.o از برنامه های خبر می باشد به این دلیل که صدایی که بالاتر از صداهای دیگرـ صداهای طبیعی و... ـ در برنامه های خبری قرار می گیرد ، صدای گوینده خبر یا Anchor است.
اما چگونه می توان یک V.o خوب و مناسب برای برنامه نوشت:
(صدای خارج از تصویر)Voice over:
روایتی که پیوسته از عناصر تصویری استفاده کرده وهمراه با صدای گوینده ای است که دیده نمی شود. این تعریف گاهی می تواند با تعریف نریشن یکسان باشد و گاهی هم نه.
در فیلمهای مستند و یا داستانی، گوینده ای یا بازیگری بر اساس پژوهشهای انجام گرفته و یا بر اساس روایت داستان، فیلم را روایت می نماید و فیلم یا بر اساس روایتی که راوی نقل می کند ، تصویر گذاری می شودـ در مواردی که نریشن ابتدا نوشته می شودـ و یا فیلمساز بر اساس ایده اولیه ای که دارد ،تصاویر ضبط شده را کنار هم قرار داده و بر اساس آن روایت داستان نوشته می شودـ در مواردی که نریشن بعد از ضبط تصاویر نوشته می شود ـ اما جدیداً فیلمهای ساختار شکنی در کشور ما به وجود امده اند که نریشن هیچ ربطی به تصویر ندارد.پس نریتور هیچ گونه حضور فیزیکی ندارد و بیننده تنها صدای او را می شنود. اما در تعریف V.O الزامی برای عدم حضور فیزیکی گوینده وجود ندارد و او می تواند در قسمتهایی از فیلم حضور یابد.برای بسط بیشتر مطلب به این مثال توجه نمایید:
مجری: تیم استقلال امروز در مقابل صدها تماشاگر نتوانست از سد تیم پرسپولیس بگذرد و همچنان در رده سوم جدول باقی ماند.
به دو صورت می توان این مطلب را ارایه نمود: یا مجری از ابتدا جلوی دوربین قرار گیرد و تمام این مطلب را بگوید و یا برای این که تنوع بیشتری به برنامه داده شود تصاویر مربوط به بازی به هنگام صحبتهای مجری پخش گردد.(V.o) با این کار وحدت آیتمهای برنامه ـ وحدت دو آیتم در این برنامه وحدت صدایی است ـ در عین حالی که تنوع دارند، حفظ می شود.
از تفاوتهای دیگری که می توان ذکر نمود این است که در یک برنامه می توان که در یک برنامه دهها صورت اجرا نمود در حالی که در یک فیلم مستندـ آنچه که معمول است از یک نریتور استفاده می شودـ
برای این که یک نما به ترکیب بندی منظم و سازمان دهی شده احتیاج دارد دلایل زیادی وجود دارد که بعضی از آن دلایل عبارتند از:
1- احتیاج به هدایت مستقیم دید و یا توجه بیننده به یک قسمت از فریم به منظور اهمیت دادن و یا نیرو دادن به یک عنصر با اهمیت و یا یک شخص درون یک گروه و یا یک بخش درون یک مجموعه پیچیده و یا شلوغ.
2- یک برنامه نیاز دارد از نماهایی در درون خودش استفاده نماید که به فضای داستانی کمک نمایند و یا خصوصیات مکانی را برای بینندگان تشریح نمایند.
3- برای فراهم ساختن اطلاعات جدید و یا ضروری.
9- Counter Programming :
در خلال برنامه ای که بیننده بسیار دارد می آیند آنانی که این برنامه را نمی بینند را شناسایی می کنند و به قولی آنان را می دزدند. این قانون برای بین شبکه ای است بدین صورت که در حالی که برنامه یک شبکه آن قدر جذاب است که بیننده زیادی جذب کرده است به مانند بازیهای ایران در جام جهانی .اکثر بینندگان در هنگام پخش بازیها عملا شبکه ای که آن بازیها را پخش نماید می بینند(که در واقع شبکه سوم است.) پس تکلیف شبکه های رقیب در این مواقع چیست؟
4- Pre- Echo:
قبل از یک برنامه موفق، برنامه ای را پخش می کنند برای این که بیننده جذب شود . این کار را شبکه سوم قبل از شروع برنامه نود در مورد برنامه هایی که می خواهند دیده شوند و اثرگذار باشند انجام می دهد مانند برنامه ای در مورد معایب افزایش قد در مورد افرادی که کوتاه قد هستند با استفاده از عمل جراحی در آذرماه 1385قبل از برنامه پر بیننده «نود »پخش نمود تا مخاطبانی که تلویزیونهای خود را در آن ساعات شب برای دیدن برنامه نود بر روی شبکه سه تنظیم نموده اند بیننده آن برنامه باشند.
2- Channel Loyaltyکانال آشیانه) :
مخاطب به مانند پرنده ای می ماند که پرواز می کند و بر روی کانال خاصی می نشیند و به آن کانال وفادار خواهد ماند. بدین معنا که پخش شدن هر برنامه از شبکه سوم سیما مخاطب بیشتری نسبت به کانالهای دیگر خواهد داشت
اگر سیستم تلویزیون را به 4 زیر سیستم تقسیم کنیم یعنی:
تولید(Production)، ارائه(Presentation)،دریافت (Utilization)و ارزیابی .(Evaluation) همانگونه در تعریف یک سیستم آمده اعضا ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و کار همه آنها باعث می شود تا سیستم به هدف خود برسد. در سیستم تلویزیون هم وضع به منوال است بدین ترتیب که بین سیستم تولید و سیستم ارائه ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و تولید یک برنامه هم اگر به بهترین روش و خلاقانه صورت گرفته باشد و برنامه ساز با مشقات فراوان مسئولین شبکه را راضی نموده که با تولید چنین برنامه ای موافقت کنند اما پخش آن به گونه ای باشد که مخاطب نتواند آن راببیند تمام کار گروه برنامه سازی زیر سوال رفته وبعد از آن برنامه مسئولین هم دیگر به هیچ گروه خلاقی اجازه کارهای جدید را نخواهند داد
عوامل موثر بر ساختار برنامه:
1- امكان دسترسي به مواد برنامه:
مواد برنامه سازی می تواند انسان(مجری،بازیگر)، صدا، نمادها(عکس ،انیمیشن)، آرشیو، مکان باشد.
2- مسايل اقتصادی که به سه دسته تقسیم می شود:
1/2- مسایل اقتصادی جامعه
2/2- مسایل اقتصادی شبکه
3/2- مسایل اقتصادی صنعت
30 گام تولید یک برنامه تلویزیونی:
1- شناسایی هدف
2- شناسایی علت نیاز ساخت برنامه
3- شناسایی مخاطبان برنامه
4- بررسی تولیدات مشابه
ویژگهایی که برای نگارش متن مستند باید رعایت نمایید:
1- تطابق گفتار با تصویر
2- درباره چیزی که دیده نمی شود چیزی گفته نشود.
3- طول کلام با تصویر رعایت شود.
مراحل تولید در یک برنامه به سه بخش متوالی و پی در پی تقسیم می شود:
پیش تولید، تولید، پس تولید.
همه چیز از ایده اولیه پروژه گرفته تا تمام هماهنگی ها و تنظیمات برای تصویربرداری واقعی پروژه در مرحله پیش تولید قرار می گیرد؛
دو الگوی معروف برای تولید وجود دارد که عبارتند از:Cause to Effect (محتوا محور) و Effect to Cause(مخاطب محور).نقطه آغاز هر دو الگو، ایده اولیه است، اما مسیری که تا گام آخر ،یعنی رساندن پیام برنامه به مخاطب پیموده می شود متفاوت است.
Coming Soon : قطعات کوتاهی هستند که پیش از آنکه یک برنامه تلویزیونی یا یک فیلم سینمایی به نمایش درآید سازندگان اثر در قطعاتی کوتاه به معرفی برنامه خود می پردازند تا علاقه مندان را جذب خود ساخته و مخاطبان بیشتری را جلب نمایند.
در فرهنگ آکسفورد معادل «وله» واژه Interlued آمده است به معنای میان پرده و زمان اندکی که قسمتهای یک نمایش یا فیلم از هم جدا می کند. همچنین به قسمتی که در«میان وقفه» ارائه می شود و شامل موزیک، فیلم و تبلیغ است. به بیان دیگر وله به مجموعه ای از افکتهای تصویری گفته می شود که ما بین برخی برنامه های تلویزیونی به سبب اهدافی خاص پخش می شود.
می توان وله ها را به وله های مستقل، وله های اعلام برنامه یا وله اعلامی، وله های مکمل که شامل( وله های مقدماتی، وله های میان برنامه و وله های همزمان یا زیر نویس) تقسیم بندی نمود.
ـ وله مستقل: به صورت مستقل از سایر برنامه ها و با اهدافی در جهت اهداف شبکه پخش کننده طراحی می شوند. وله های مستقل یه سبب ایجاد شناخت، تبلیغ، آگاهی دادن در زمینه ای خاص و منطبق با اهداف آن شبکه طراحی و اجرا می شوند.
ـ وله اعلام برنامه یا وله اعلامی: وله های اعلام بنامه با هدف معرفی عملکردهای کلی و دقیق برنامه های تولید شده و یا تنظیم شده طراحی می شوند و بیشتر رسالت اطلاع رسانی در زمینه روند و پخش دقیق زمان برنامه های را بر عهده دارند.
ـ وله های مکمل: به گروههایی اطلاق می شود که همزمان با برنامه یا قبل و یا در بین برنامه پخش می شوند و شامل وله های مقدماتی، میان برنامه و همزمان هستند.
الف- وله های مقدماتی: وله های مقدماتی قبل از شروع برنامه اعم از خبر و سریال به عنوان فراخوان به کار می روند و برای آماده سازی ذهن بیننده هستند. این وله ها قبل از شروع فیلم سینمایی و خبر می آیند.
ب- وله های میان برنامه: وله های میان برنامه خاص برنامه ای نیستند، اما بیشتر در برنامه های ترکیبی کاربرد دارند. در حین پخش برنامه هایی مانند میزگرد، گفتگوهای گوناگون برای ایجاد تنوع ، استراحت، ایجاد تمرکز در حین دیدن و شنیدن و جمع بندی محتوای برنامه از وله استفاده می شود.
ج- وله های همزمان یا زیرنویس: وله های همزمان به صورت زیر نویس به کار می روند. به هنگام پخش اکثر برنامه ها این وله به شکل افقی ، اطلاعات مورد نظر و لازم را به بیننده منتقل می کند. این اطلاعات مربوط به آن برنامه نیست و شامل زمان بندی (میزان زمان برنامه ،نام برنامه و میزان زمان باقی مانده) اعلام برنامه بعدی، اطلاعیه های مهم، برخی اخبار مهم و... است.