تبليغاتX
نمای آخر
نمای آخر
تولید برنامه در تلویزیون
بحران مخاطب در سیمای استانی- قسمت اول
 

۱- دولتی بودن تلویزیون

 

   اولین مسئله ای که بتوان آن را مهم ترین  دلیل در این بحران هم دانست« دولتی بودن» رسانه رادیو و تلویزیون است که نقش بسیار عمده ای در این معادلات بازی می نماید.

 

     دولتی بودن رسانه سبب می شود که  برنامه های آن بیشتر محتوا محور باشد تا مخاطب محور؛ یعنی بر اساس سیستم عرضه و تقاضا کار نمی کند، بلکه رسانه بر اساس سیاستهایی که دولت بر اساس آن حکمرانی می نماید باید خود را وفق دهد؛ سیاستهایی که شاید در شرایط امروزی جهان رسانه دولتی مخاطبان بسیاری از خود را از دست بدهداما چاره ای جز انجام این کار را ندارد چون بودجه خود را از دولت دریافت می کند؛ به طورکلی وشرایط عادی کبلغ از کسی که پول می گیرد برخلاف او تبلیغ نمی کند مگر در تبلیغات سیاسی سیاه(Black Propaganda). فعال نبودن واحد تحقیقات و سنجش برنامه ای در صداوسیما به خصوص در مراکز آن شاهد بسیار خوبی برای این مسئله است.

 

      در رسانه های دولتی ارتباط بر اساس ارتباط یک سویه شکل پیدا می کند در حالی که در رسانه های خصوصی یا تجاری ـ رسانه هایی که از دولت ارتزاق نمی کنند و مستقیماً از دولت بودجه ای نمی گیرند ـ ارتباط با مخاطب تا حدودی دوسویه است؛ چون این رسانه ها می خواهند تبلیغات بازرگانی جذب کنند تا بتوانند خود را اداره نمایند و این در گرو داشتن بیننده بیشتر است و بیننده زمانی بیشتر خواهد شد که رسانه برنامه دلخواه او را پخش نماید و یا این گونه گفته شود شاید بهتر است که رسانه برنامه سازی خود را مطابق با نیازهای مخاطبان خود تطبیق دهد که اینجاست که همان انتقاد دالاس اسمایت از رسانه  تلویزیون شکل پیدا می کند که وی معتقد است که تلویزیون در خدمت سرمایه دارها است و به انها در فروش محصولات خود کمک می کند؛  از این مطلب در کشور ما با عناوین افزایش روحیه مصرف گرایی و تجمل گرایی در بین بینندگان  نام برده می شود.

 

       گاهی اطلاع رسانی با منافع دولتها در تضاد است و دولتها شاید جریان اطلاع رسانی آزاد را نمی پسندند و می خواهند به هر گونه که شده جریان اطلاع رسانی مطابق با نظر انها باشد؛ دولتی بودن رسانه باعث می شود تا رسانه با در نظر گرفتن منافع حکومت اقدام به اطلاع رسانی نماید که این امر سبب می شود نسبت به رسانه های خصوصی دیرتر نسبت به پخش اخبار تا حدودی مضر برای منافع دولت و حکومت اقدام نماید؛ به طور مثال: در حادثه انفجار شیراز که چندی پیش اتفاق افتاد؛ تلویزیون در بخشهای خبری خود به صورت محدود به این مسئله پرداخت.

 

       هرچند دولتی بودن تماماًمضر نیست بلکه در کنار آن مزایایی دارد و ان هم به واسطه بودجه زیادی است که در اختیار دارد و رسانه دولتی بر پایه ان به ساخت سریالها و فیلمهای پرهزینه اقدام می نماید؛ ساخت سریالهایی از قبیل «مدارصفر درجه،شب دهم و...».

   

 

|+| نوشته شده در  هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:9  توسط  ابوذر باقرسلیمی  | 

بحران مخاطب در سیمای استانی - مقدمه

    حال که بخت  این گونه رقم زده که در صداوسیمای مرکز گیلان خدمت خود را آغاز کنم؛ به همین بهانه دست به کار نظرسنجی شفاهی از بین دوستان و افرادی که  با انها سروکار دارم، درباره میزان دیدن یا ندیدن سیمای استانی مازندران  زدم.

 

       در بین این جامعه اماری ـ نه چندان وسیع ـ افراد مختلف جامعه اعم از دانشگاهی و غیر دانشگاهی، باسواد و بی سواد، پیر وجوان بودند اما در کمال تاسف دریافت شد،نظر دهندگان سیمای محلی ـ  در این فقره مازندران ـ  را اصلاً  تماشا نمی کنند و یا اگر تماشا می کنند بعد از چند دقیقه آن را عوض می نمایند؛این مسئله، مسئله ای است که بیشتر سیمای استانها  با آن دست و پنچه نرم می کنند و قوت و ضعف دارد فقط مختص سیمای مازندران نیست.

 

     شاید یکی از دلایلی که رامسریها علاقه ای به تماشای سیمای مازندران ندارند، عدم تناسب فرهنگی است و  این دلیل می تواند دلیل عمده ای برای ندیدن باشد اما تمام دلایل نیست.

 

    اما به طور کلی بتوان دلایل ندیدن را در دولتی دانستن، بی رقیب دیدن و یا بهتر بتوان گفت محتوا محوری آنها، دور شدن از اهداف تاسیس شبکه استانی و عدم نو آوری و خلاقیت  و... دانست ؛ البته علل دیگری هم دخیل است که به آنها پرداخته نمی شود.

 

       در سلسله یادداشتهایی که می خواهم شروع نمایم می خواهم به این موضوع بپردازم؛ موضوعی به نام «بحران مخاطب در سیمای استانی».

 

راستی نظر شما در این مورد چیست؟

|+| نوشته شده در  دهم اردیبهشت 1387ساعت 21:58  توسط  ابوذر باقرسلیمی  | 

 
business article