(توضیح: این مطلب هیچ ارتباطی با رویکرد وبلاگ ندارد. قسمتی از یادداشتهایی است که از کتاب تاریخ سینما برداشته بودم؛ بد ندیدم که در وبلاگ منشر شوند.)
* امپرسیونیست ها هنر رابه عنوان شکلی از بیان می دیدند که هنرمند به کمک آن دیدگاه شخصی خود را بیان می کند. محصول هنر، واقعیت نیست.
* هنر این احساسات را نه از راه گزاره های مستقیم بلکه از راه بیدار کردن آنها یا اشاره غیر مستقیم به آنها، بیان می کند. آثار هنری احساسات فرار یا امپرسیونهایی تولید می کنند.
* نظریه پردازان امپرسیونیست گاهی ادعا می کردند سینما ترکیبی از هنرهای دیگر است. همانند معماری، نقاشی، مجسمه سازی مناسبات مکانی تولید می کند اما در عین حال هنر زمانی نیز هم است چون کیفیات مکانی خود را با مناسبات زمانی ضرب آهنگین مشابه موسیقی، شعر و رقص تر کیب می کند.
* از طرف دیگر نظریه پردازان امپرسیونیست به سینما به مثابه رسانه ای مستقل نگاه می کردند که امکانات یکه ای به هنرمند عرضه می دارد. این ادعا برخی از فیلمسازان را به آنجا کشاند که تنها از ساخت فیلم به مثابه «سینمای ناب» طرفداری می کردند، فیلمهای انتزاعی که تمام توجه خود را بر شکلهای گرافیک و زمانی متمرکز می کردند و غالباً روایتی در کار نبود....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.
۳- طرح نویسی ناصحیح
از دیگر عواملی که به بحث بحران مخاطب دامن می زند«طرح نویسی ناصحیح» برنامه سازان است. در انگلیسی به طرح، Proposal گفته می شود که به معنی پیشنهاد است؛ با ارایه طرح، طراح عنوان می نماید چه قصد و نیتی داشته و این پیشنهاد به چه نیازهایی پاسخ می دهد و دیگران با خواندن طرح در می یابند که اومی خواهد چه بگوید و چه کاری در نظر دارد انجام دهد و... .به طور کلی طرح راهبرد برنامه را مشخص می نماید. در صداوسیما می توان این نکته را اضافه کرد شورا با خواندن طرح در می یابد که آیا این طرح با سیاستهای سازمان صداوسیما همخوانی دارد و قابلیت کار کردن و سرمایه گذاری در آن سازمان را دارد یا خیر.
متاسفانه طرح نویسی با نوشتن ساختار اشتباه گرفته می شود(با تسامح بسیار به آن چه که در طرحها نوشته می شود ساختار می گوییم؛ در حالی که کمی جلوتر خواهید دید که آن نوشته هاساختار هم نیستند) و از این جا است که سردر گمی شروع می شود و خشت کج از این جا بنا نهاده می شود؛ مرحله ساختار پس از مرحله تصویب طرح اتفاق می افتد بدین صورت که سرمایه گذار و تهیه کننده(سازمان صداوسیما) موافقت خود را از آن چه که برنامه ساز(پیمانکار) نوشته ، اعلام می نماید و در مرحله بعد برنامه ساز باید تلاش خود را برای به عینیت درآوردن آن نوشته ها به کار گیرد و با نوشتن ساختار، برنامه ساز به سرمایه گذار(سازمان صداوسیما) می گوید که با چه ساختاری می خواهد طرح را به برنامه تبدیل نماید.
با قاطعیت می توانم بگویم قریب به ۱۵ طرح برنامه را مطالعه نمودم اما چیزی به عنوان طرح در آنها مشاهده ننمودم و همگی آنهاـ برنامه سازان ـ علاقه مندند(با تسامح بسیار) ساختار خود را ارایه نمایند.
چرا مدام می گویم با تسامح بسیار، تعاریف متفاوتی از ساختار در پایان یادداشت آورده شده است؛ به یکی از آنها استناد می شود« ساختار یعنی سامان کلی اجزاء و بخشها بر اساس ارتباط پویای آنها.(پاک باز، رویین،۱۳۸۱،ص۲۹۳).»در حالی که ساختار نوشته شده را با تعریف بالا مقایسه نمایید:
«برنامه، ساختار ترکیبی پیش بینی شده که شامل آیتمهای زیر است:۱- تیتراژ ۲- پلاتو ۳- ترانه کوتاه با تصویرگذاری ۴- کارشناسی و گفتگو ۵- گزارش ۶- خلوت دل(راز و نیاز) ۷- وله».
آیا فهمیدید این اجزاء و بخشها چگونه می خواهند ....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.
۱- قهرمان زن داستانتان را تا می توانید عذاب دهید! من فقط می توانم همین نصیحت را بکنم.
۲- فیلم باید ریگی در کفش ایجاد کند، هیچ دلیلی دیگر برای سینما رفتن وجود ندارد.
۳- روسو می گوید: انسان حیوانی بیمار است و من هنوز آن قدر دچار خود بزرگ بینی نشده ام که خودم را انسان ندانم.
۴- هنر باید انسان بودن را نشان بدهد؛ من به آن ایمان دارم.
۵- فریبنده است که آدم به نوعی رابطه اقتصادی با خدا قدم بگذارد. انسان گناه می کند، اعتراف می کند، بهای گناهش را می پردازد و همه چیز از نو شروع می شود.
۶- کارگردانهای محبوب من همه در لجاجت قهرمان دنیا بودند. برای مثال کوبریک یک دیکتاتور بود.
۷- هنر و دمکراسی باهم جور در نمی آیند. فیلم و تئاتر بازی قدرت است نه روان درمانی.
داشتم اوراق دیروز خود را ورق می زدم نگاهم جلب شد به یادداشتهایی که برای یک تحقیق کلاسی برداشته بودم، از بعضی از جملات واقعاً لذت بردم و بد ندیدم که شما هم آنها را مرور نمایید.
لازم می دانم این نکته را ذکر کنم که من با همه افکار ایشان موافق نیستم .حدسش با شما!!!!
۲- مشخص نبودن مخاطب هدف در برنامه ها
یکی دیگر از دلایل بحران مخاطب در تلویزیون ما، مشخص نبودن مخاطب هدف برنامه ها است و این که برنامه ساز نمی داند برنامه خود را برای چه کسانی بسازد ؛ اکثر برنامه ساز برای این که جواب سطحی به این سوال بسیار کلیدی که مخاطب شما چه کسانی هستند؛ گزینه بسیار راحت«عام» را انتخاب می کنند.
مخاطب عام نمی تواند از نظر شناخت مخاطب، شناخت درستی به برنامه ساز بدهد؛چرا که مخاطبان بر اساس موضوعات، سن و... تقسیم بندی می شوند؛ مثلاً؛ بستگی به موضوع، مخاطب می تواند متفاوت باشد.
فکر می کنم با ذکر مثالی این موضوع بیشتر برایتان آشکار شود:
می خواهیم برنامه ای آموزشی در مورد کاربرد سم در مزارع برنج بسازیم؛ به نظر شما مخاطب این برنامه چه کسانی باید باشند؟ آیا کسی که معلم،جوشکار، مهندس ساختمان و... است، مخاطب این برنامه است؟ این عده ای که نام بردیم در دسته بندی مخاطب «عام» قرار میگیرند آیا به نظر شما این دسته مخاطب این برنامه آموزشی هستند؟ جواب مطمئناً منفی است؛ پس به طور حتم مخاطب برنامه مذکور «عام» نخواهد بود و مخاطب ما بر اساس موضوع و نیاز «شالیکار» خواهد بود؛ پس بر اساس شناخت مخاطب برنامه ساز دست به ساخت برنامه می زند و اگر این شناخت را در این مرحله به دست آورد دیگر دچار زیاده گویی و یا کم گویی در برنامه نخواهد شد.
اما باز مخاطب شالیکار هم به ناچار دچار دسته بندیهایی خواهد شد چرا که در بین شالیکار افراد باسواد(دارای سواد دانشگاهی در رشته کشاورزی) و بی سواد(فاقد سواد آکادمیک)، جوان(بدون تجربه) و پیر(با تجربه در امر کشاورزی) حضور دارند باز محدوده مخاطبین برنامه محدودتر خواهد شد و ....
برای دیدن ادامه یادداشت بر روی «ادامه مطلب» کلیک نمایید.
فیلم برداری دیجیتال ( Digital Cinematography)
نویسنده: پال ویلر(Paul Wheeler)
ترجمه: سعید لاهوتی
ناشر: انتشارات دانشکده صداوسیما
تعداد صفحات:۳۳۳صفحه
سال انتشار: زمستان۱۳۸۶
شابک:۶-۰۱-۸۸۵۷-۹۶۴-۹۷۸
قیمت:۴۵۰۰ تومان
این کتاب در شش بخش تنظیم شده است:
۱- فیلم برداری دیجیتال که در این بخش به نورسنج، گستره رنگ مایه ، تنظیم نور، پایداری تصویر و...پرداخته می شود.
۱- دولتی بودن تلویزیون
اولین مسئله ای که بتوان آن را مهم ترین دلیل در این بحران هم دانست« دولتی بودن» رسانه رادیو و تلویزیون است که نقش بسیار عمده ای در این معادلات بازی می نماید.
دولتی بودن رسانه سبب می شود که برنامه های آن بیشتر محتوا محور باشد تا مخاطب محور؛ یعنی بر اساس سیستم عرضه و تقاضا کار نمی کند، بلکه رسانه بر اساس سیاستهایی که دولت بر اساس آن حکمرانی می نماید باید خود را وفق دهد؛ سیاستهایی که شاید در شرایط امروزی جهان رسانه دولتی مخاطبان بسیاری از خود را از دست بدهداما چاره ای جز انجام این کار را ندارد چون بودجه خود را از دولت دریافت می کند؛ به طورکلی وشرایط عادی کبلغ از کسی که پول می گیرد برخلاف او تبلیغ نمی کند مگر در تبلیغات سیاسی سیاه(Black Propaganda). فعال نبودن واحد تحقیقات و سنجش برنامه ای در صداوسیما به خصوص در مراکز آن شاهد بسیار خوبی برای این مسئله است.
در رسانه های دولتی ارتباط بر اساس ارتباط یک سویه شکل پیدا می کند در حالی که در رسانه های خصوصی یا تجاری ـ رسانه هایی که از دولت ارتزاق نمی کنند و مستقیماً از دولت بودجه ای نمی گیرند ـ ارتباط با مخاطب تا حدودی دوسویه است؛ چون این رسانه ها می خواهند تبلیغات بازرگانی جذب کنند تا بتوانند خود را اداره نمایند و این در گرو داشتن بیننده بیشتر است و بیننده زمانی بیشتر خواهد شد که رسانه برنامه دلخواه او را پخش نماید و یا این گونه گفته شود شاید بهتر است که رسانه برنامه سازی خود را مطابق با نیازهای مخاطبان خود تطبیق دهد که اینجاست که همان انتقاد دالاس اسمایت از رسانه تلویزیون شکل پیدا می کند که وی معتقد است که تلویزیون در خدمت سرمایه دارها است و به انها در فروش محصولات خود کمک می کند؛ از این مطلب در کشور ما با عناوین افزایش روحیه مصرف گرایی و تجمل گرایی در بین بینندگان نام برده می شود.
گاهی اطلاع رسانی با منافع دولتها در تضاد است و دولتها شاید جریان اطلاع رسانی آزاد را نمی پسندند و می خواهند به هر گونه که شده جریان اطلاع رسانی مطابق با نظر انها باشد؛ دولتی بودن رسانه باعث می شود تا رسانه با در نظر گرفتن منافع حکومت اقدام به اطلاع رسانی نماید که این امر سبب می شود نسبت به رسانه های خصوصی دیرتر نسبت به پخش اخبار تا حدودی مضر برای منافع دولت و حکومت اقدام نماید؛ به طور مثال: در حادثه انفجار شیراز که چندی پیش اتفاق افتاد؛ تلویزیون در بخشهای خبری خود به صورت محدود به این مسئله پرداخت.
هرچند دولتی بودن تماماًمضر نیست بلکه در کنار آن مزایایی دارد و ان هم به واسطه بودجه زیادی است که در اختیار دارد و رسانه دولتی بر پایه ان به ساخت سریالها و فیلمهای پرهزینه اقدام می نماید؛ ساخت سریالهایی از قبیل «مدارصفر درجه،شب دهم و...».
حال که بخت این گونه رقم زده که در صداوسیمای مرکز گیلان خدمت خود را آغاز کنم؛ به همین بهانه دست به کار نظرسنجی شفاهی از بین دوستان و افرادی که با انها سروکار دارم، درباره میزان دیدن یا ندیدن سیمای استانی مازندران زدم.
در بین این جامعه اماری ـ نه چندان وسیع ـ افراد مختلف جامعه اعم از دانشگاهی و غیر دانشگاهی، باسواد و بی سواد، پیر وجوان بودند اما در کمال تاسف دریافت شد،نظر دهندگان سیمای محلی ـ در این فقره مازندران ـ را اصلاً تماشا نمی کنند و یا اگر تماشا می کنند بعد از چند دقیقه آن را عوض می نمایند؛این مسئله، مسئله ای است که بیشتر سیمای استانها با آن دست و پنچه نرم می کنند و قوت و ضعف دارد فقط مختص سیمای مازندران نیست.
شاید یکی از دلایلی که رامسریها علاقه ای به تماشای سیمای مازندران ندارند، عدم تناسب فرهنگی است و این دلیل می تواند دلیل عمده ای برای ندیدن باشد اما تمام دلایل نیست.
اما به طور کلی بتوان دلایل ندیدن را در دولتی دانستن، بی رقیب دیدن و یا بهتر بتوان گفت محتوا محوری آنها، دور شدن از اهداف تاسیس شبکه استانی و عدم نو آوری و خلاقیت و... دانست ؛ البته علل دیگری هم دخیل است که به آنها پرداخته نمی شود.
در سلسله یادداشتهایی که می خواهم شروع نمایم می خواهم به این موضوع بپردازم؛ موضوعی به نام «بحران مخاطب در سیمای استانی».
راستی نظر شما در این مورد چیست؟
مدیر تولید (Production Manager)
نخستین جانشین تهیه کننده تلویزیونی است و به همین دلیل کار کنترل تمامی افراد اکیپ سازنده را به عهده دارد. کار استخدام و کنترل روزانه چگونگی وسایل صحنه برای هر نما نیز از وظایف این فرد است. در هر حال تا پیش از کنترل کامل و صدور دستور او، کار تولید یا فیلمبرداری آغاز نمی شود.
مدیر تدارکات (Supply Manager)
فردی است که وظایف مربوط به خرید اجناس، وسایل و لوازم برنامه و همچنین کارهای مربوط به کرایه/اجاره کردن تجهیزات و فضاهای مورد نیاز برنامه در حد مختصر را بر عهده دارد.
۱- مسئول و کنترل کننده تداوم یک برنامه ، رابط بین اتاق فرمان و مرکز کنترل فنی و دستیار کارگردان در اتاق فرمان است.(نظام حقوق و دستمزد،امور کارشناسی برنامه ریزی و ارزیابی صداوسیما،۱۳۷۰)
۲- منشی صحنه یر نظر کارگردان انجام وظیفه می کند و در واقع مددکار اوست. منشی صحنه باید اطلاعات لازم را در اختیار تصویربردارها،صدابردارها، مدیران صحنه، گریمورها، فیلمبرداران و سایر عوامل دست اندرکار تولید برنامه قرار دهد.(دمانپور، فریبرز، ۱۳۵۵ ،تعریف و شرح وظایف مشاغل سازمان صداوسیما)
۳- این فرد تمام جزییات صحنه را برای نگهداری وضعیت تمام اجزای آن و همچنین طول و زمان هر نمای فیلمبرداری یا تصویربرداری شده را بر روی ورقه ای برای تداوم بین نماها و همچنین....
برای دیدن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید
کارگردان فنی یا سوییچر (Technical Director):
۱- فردی است که به امور دوربینها، نور ، صدا و تمام وسایل استودیو نظارت دارد و مشاور کارگردان ویدیو است. او به کارگردان ویدیو در برطرف کردن مشکلات فنی کمک می کندتا هدفهای هنری مورد نظر در برنامه تامین شود. کارگردان فنی در تمام جلسات تمرین و ضبط همراه کارگردان ویدیو است و اداره امور فنی برنامه را چنان انجام می دهد که کارگردان ویدیو بتواند تمام فکر خود را متوجه امور هنری برنامه سازد. هنگام ضبط، کارگردان ویدیو تصویر مطلوب را نتخاب مب کند و کارگردان فنی آن را ضبط می کند. همچنین نظارت بر عملکرد وسایل استودیو، رفع خرابی ها و مشکلات جزیی آنها از وظایف کارگردان فنی است.
۲- فردی است که با نحوه کار با میز ترکیب کننده تصاویر، کلیدهاو کنترلهای آن را آموزش دیده است. در برخی سازمانهای تلویزیونی کارگردان، خود با کنترلهای میز و ترکیب تصاویر کار می کند،و ....